مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة ( مترجم : گيلاني )

502

الفاروق ( فارسي )

كرد ، حضرت فرمود : به خدا قسم من هم نخواندم ، آنگاه در بطحان وضو گرفته و ابتدا نماز عصر ، سپس نماز مغرب را خوانديم . و بخارى ج 3 ص 48 و نيل الاوطار ج 2 ص 29 كفار هنگام ظهر فرار كردند . . . . ولى عمر تا مغرب به آنها فحش مىداد . - بخارى ج 1 ص 227 يحيى . . . . . . از جابر بن عبدالله روايت مىكند : عمر بن خطاب تا غروب آفتاب مشغول فحش دادن به كفار قريش در جنگ خندق بود كه نماز عصرش قضا شده نزد رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم عرض كرد ، حضرت فرمود : به خدا قسم من هم نخواندم . سپس در محلى بنام بطحان وضو گرفته و نماز عصر را پس از غروب خورشيد با نماز مغرب خوانديم . . . . . مسود . . . . . از جابر نظير همين روايت را نقل مىكند . آيا كفار فحش عمر را از دور شنيده‌اند ؟ يا آنكه عمر از خندق گذشته و وارد لشگرگاه آنان شده و حضورا به آنها فحش داده تا حرفهايش را بشنوند ؟ ! ! - بخارى ج 5 ص 48 مكى بن ابراهيم . . . . . از جابر بن عبدالله روايت مىكند : عمر بن خطاب تا غروب آفتاب مشغول فحش دادن به كفار قريش در جنگ خندق بود كه نماز عصرش قضا شده نزد رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم مطلب عرض كرد ، حضرت فرمود : به خدا قسم من هم نخواندم . سپس در محلى بنام بطحان وضو گرفته و نماز عصر را پس از غروب خورشيد با نماز مغرب خوانديم . . . . . مسود . . . . . از جابر نظير همين روايت را نقل مىكند . عمر در اين عمليات انتحارى و متهورانه و جسورانه تنها بود و عجيب آنكه هيچ آسيبى هم نديد ! ! ! - مسلم ج 2 ص 113